تبليغاتX
لباس شخصی ها -

لباس شخصی ها

روزمرگی هام

بمان به اسم هنگفت    و جلگه های اعظم

حیران توام

با ذره ذره تبخیر تا شبی که باران مثل مار

و گنجشک ها از استخوان پر گشودی با خیلی هنگ در پهنه های نفتی و شیر تمامش کن پسر!!!

قرار من با شاه مسعود یا یعنی از

و این سینه تا

اینکه اما با سینه در

...

اصلا بغلم کن پسر!

ام القراء سرد است

و حالا حتما تهران هم سرد است.

دی ۸۴

- کپی رایت ممنوع است -

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 بهمن1384ساعت 14:3  توسط لیدا  |